تبليغاتX
هنر هفتگانه

هنر هفتگانه
ع ش ق+هنر+معمار سرباز
با سلام خدمت دوستان عزیز...

کارهایی که تا حالا انجام دادم رو یواش یواش دسته بندی میکنم و توی موارد زیر قرار میدم.

هدف از این کارم فقط نقد شدن کارها توسط شما دوستان عزیزه...

پروژه های دانشجویی به روز شده در ۹/۵/۸۹

پروژه های حرفه ای...

متون معماری...

[ یکشنبه بیست و سوم آبان 1389 ] [ 11:0 ] [ lind ] [ ]
سلام

تا حالا شده به چیزایی که توی شخصیت و خلاقیت و یا ذهنیت شما اثر گذاشته ریز بشید؟؟؟

میدونید کارتون و برنامه هایی که توی دوران کودکی دیدیم چه نقش بزرگی روی ذهن و شخصیت ما داشته ؟؟؟

من عاشق کارتونای دوران کودکی خودم هستم...سند باد...پرنده ای به نام وتو وتو...چوبین...و از همه اینا که بگذریم "کارتون دژ فضای"

 

robotec

 

........لذذذذذذذذذذذذذت دیدن قسمتهای جدیدش رو هرگز فراموش نمیکنم...دفتر نقاشی دبستان منو ببینید توی اکثر صفحاتش یکی از کاراکترهای این کارتون رو میشه پیدا کرد که اغلب یه نمره ۱۵ یا کمتر پایینش داده شده...معلمه میگفت: بچه برو نقاشی بکش اینا چیه؟ میگفتم:آقا اجازه این رباته که تبدیل به جت میشه...اونم بهم میخندید و میگفت ببین بقیه دارن چیکار میکنن!!!برو از رو دست فلانی بکش و یاد بگیر...ببین چه خوب کوه و خونه و خورشید کشیده .........

یکی دوبارم کشیدم ... کوه و جنگل و .......هه هه هه ولی باز روز از نو روزی از نو...روز اومد و روز رفت سال های کودکی تند تند و خیلی زود گذشت...سوم دبیرستان بودم که یه نامه اومده بود دفتر مدرسه که با تیتر بزرگ روش نوشته بود "اولین دوره مسابقه ربوتیک لارستان"

قسمت آبی یاد آوری مسابق ربوتیک منه حوصلت نشد میتونی از روش بپری...

اون دوره عشق من این بود که برم از این کیت آماده ها بخرم و رو هم سوارش کنم...گاهی هم شیطنت میکردم و یکی دوتاش رو باهم قاطی میکردم و ...

این قسمت از کتاب تاریخی "    " گرفته شده

 از ابداعات آن دوره ی ما میتوان به چاشنی انفجاری الکتریکی (که از رو همین پس گردنم سوخت که  البته هیچکی تا سه ماه بعد نفهمید و پیرزن همسایه که همیشه از صداهای حیاط پشتی خونه ما شاکی بود.اومد و ..........)اشاره کرد.

خلاصه از طرف دفتر سه تا از بچه ها رو کاندیدا کردن و فرستادن کلاس...حالامن!!!رفتم دفتر و گفتم آقای مدیر "ق" میشه منم شرکت بدین...(چی گفت!گفت ببین پسرم این کارا تخصصیه برو درستو بخون...)

خواستم بگم این دوتا که فرستادین تخصص داشتن...نگفتم. تو دلم موند تا الان...هه هه هه

دلتون رو خسته نکنم ... چند روز گذشت و اون دونفر توی تحویل مقدوماتی کلاسا جواب نداده بودن و از دفتر اعلام شد...آقا بیایید و توی گره های سه نفره اسم نویسی کنید. 

همه خندیدن گفتن رباتیک!!!هه هه هه .....این وسط جشن کی بود؟من...رفتم با دوتا یار توپل موپل به اسمهای عثمان و رحیم هم گروه شدم

خلاصه در تاریخ ۱۷ اردیبهشت ماه سال۱۳۸۳ بعد از پشت سر گذاشتن مراحل تست ربوت...گروه ما با رباتی به نام "پینه دوز" و با یک ثانیه اختلاف با  تیم دانشگاه شیراز دوم شد...رباط من "آی سی" نداشت.

شب مسابقه از مدرسه ما کسی نیومده بود...ولی بقیه مدارس از مدیر تا مستخدمش اومده بود تنها گروهی که قبل از حرکت ربوت تشویق نمیشد ما بودیم...اون وسط دلگرمی من تشویقای خونوادم بود...البته دوسه تا از دوستان برا دیدن اومده بودن ولی...

من و گروهم توی یه مسابقه استانی دوم شدیم ... فرداش مدیرمون که از اداره آموزش ژرورش باهاش تماس گرفته بودن اومد رو تریبون و کلی تشویقمون کرد...تشویییییییییییییییییییییییق

توی این مسیر خیلیا بهم خندیدن ولی ...........

نمیدونم چی شد و خدا چه تقدیری برام در نظر داشت و داره که اومدم توی رشته معماری دوستای اون دوره که همه بر خلاف من دنبال درس بودن رو که میبینم و از حال هم میپرسیم وقتی می فهمن معماری خوندم با تعجب میگن تو و معماری؟؟؟؟؟؟؟

آره منو معماری با هم دوست شدیم و دوستای زیادی هم پیدا کردیم حمید حمید بازم حمید علی ایمان محمد عبدالرضا  و البته اسماعیل....

من از جایی که هستم خوشم میاد و راضیم...حالا کارتون دژ فضایی چه ربطی به اینا داشت؟؟؟

آهااااا اینش مهمه......توی پست بعدی اگه استاد طرح نهاییم قبول کنه یه چیز عجیب دارم...شما فکر میکنید اونم مثل معلمه کلاس یوم دبستانم بهم بخنده .....

 

تا دیدار بعدی خدا نگهدار

 

[ پنجشنبه هشتم مهر 1389 ] [ 1:9 ] [ lind ] [ ]
درباره وبلاگ

گاهی معماری
موضوعات وب
امکانات وب

دیکشنری آنلاین

دیکشنری آنلاین